سيد محمد كمره اى
269
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
دروغ مىگويند . بعد برزو آمده بود و قدرى فحش به ميرزا على اكبر [ داده ] و كتك زده بود . آژانها آنها را رد كرده بودند و قدرى از مفاسد [ تجمع ] مسجد شاه بيان كردند . بعد خانه آمده ، شام يعنى سحرى آش سماق و چايى خورده ، احمد مذاكره نمود كه آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى شبانه آمده بود احوالپرسى و رفت . بعد از توپ خوابيدم . عزل و نصبهاى جديد منزل مشير اكرم شنيدم كه دبير الملك از حكومت منفصل و نظام السلطان حاكم طهران شده ، جمعى از اصناف و اعتداليون حمله به صمصام السلطنه كرده كه هنوز كابينه خودش را معرفى نكرده ، چرا خودش در عزل حكام مداخله مىكند . نير السلطان هم معاون وزارت داخله و عدل الملك منفصل . [ امور روزانه ] چهارشنبه نهم رمضان . - دو به ظهر از خواب بلند شده قدرى در باغچه وجين و تماشا . بعد قدرى قرآن . بعد از قرآن تا عصر در باغچه . دو به غروب بيرون آمده ، منزل مرآت الممالك رفته ، به قدر ساعتى نشسته ، قضيه ناخوشى و فوت شوهر همشيرهاش را [ بيان كرد ] كه در موقع پول دربار كه تقسيم به فقراء در تكيه دولت مىشد به واسطه گرمى هوا و تندى بوى شاشها ، دماغ ، حال ورمى پيدا كرد ، من مواظب و معالجه كردم و حال شبيه باد سرخ پيدا شد و او مسامحه نمود تا اينكه اطراف صورت ورم و بعد از ضماد و نيشتر خون زياد و چرك در عروق وارد شد و حال تشنج تا اينكه بنا شد اطبا صورت را داغ كنند . بعد از داغ نمودن فوت شد . فحش دادن سردار محتشم به ظهير الاسلام بعد قضيه مسجد شاه و اينكه سردار محتشم ، ظهير الاسلام را فحش داده بود كه تو و برادرت از اين كارها دست برنمىداريد و اينكه در كابينه جديد ممتاز الدوله ، حكيم الملك ، نصر الملك برادر سردار محتشم ، معين الوزاره ، ممتاز الملك ، مشار السلطنه است . بعد اظهار كرد كه امشب صمصام السلطنه به مسجد شاه مىآيد براى اطمينان مردم و تفرقه جمعيت . و شاه هم تهديدى به مسجد شاهىها كرده بود . اصناف هم رد كرده بودند تهديد شاه را .